تبلیغات
✘نفـــــــــس✘ - بــه حســاب خیالبافـــی ام نگــــذار..

✘نفـــــــــس✘

유+웃=❤

بــه حســاب خیالبافـــی ام نگــــذار..

گذشته که حالم را گرفته است

! آینده که حالی برای رسیدنش ندارم ! و حال هم حالم را به هم میزند چه زندگی شیرینی… :: :: انگشت نمای مردم شهر شده امشیرین ندیده اند که تیشه به دست بگیرد و به سمت بیستون برود ! :: :: چشمانم را به نابینایی میفروشم تا کسی را که دوست دارم با دیگری نبینم … :: :: به حساب خیالبافی ام نگذاراما ستاره ای دارم در تیره ترین شبها ! فقط خواستم بدانی که می شود دل خوش کرد به چراغهای ک...وچک یک هواپیما… :: :: گاهی میرسه که دیگه از خدا نه پول میخوای نه خونه میخوای و نه … ! یه موقع هایی هست فقط یه دل خوش میخوای ! فقط یه دل خوش … :: :: بارالها … “زخمها ،رحممیخواهندفقط این دو نقطه را بردار … :: :: بعضی آهنگها و ترانه ها برای گوش دادن ساخته نشده انداونها به وجود اومدن برای کمک کردن به آدمها براییک دل سیر گریه کردناز ته دل ! :: :: این روزها پرم از لحظه هایی که دوستشان ندارم … :: :: میان آن همه الف و ب و مشق دبستانآنچه در زندگی واقعیت داشت خط فاصله بود … :: :: گاهی از خیال من گذر می کنیبعد اشک می شویرد پاهایت خط می شود روی گونه ی من … :: :: کاش میان خستگی هایم یکی آهسته می گفت : “خسته نباشی” :: :: زندگی نوشتنی زیاد داره اما گاهی هیچی پیدا نمی کن بنویسی جز... سکوت… :: :: غمگین ترین روز زندگی ما انسانها روزیست که احساس می کنیم با ارزشترین موجود زندگیمون میخواد به نبودنمون عادت کنه … :: :: من احساس کرده ام رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زد اما سکه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند … :: :: یادش بخیر من بودم و تو ، او بود و دیگریاین روزها تویی و او ، من مانده ام و خدا … :: :: یه وقتایی اونقدر هیچکس حالی ازت نمیپرسه که آدم شک میکنه نکنه مرده و خودش خبر نداره ! :: :: وقتی با مشت هاش قلبم رو می شکست همه ی فکرم به این بود که مبادا دستاش زخمی بشه … :: :: پاییز فصل رسیدن انارهای سرخ است و انار چه دل خونی دارد از رسیدن … :: :: استخوان هایم را به دانشمندان بسپاریدشاید بفهمند نه یخبندانی بود نه بیماری مهلکی ! من از دوری تو منقرض شدم … :: :: می گویند لیاقت نداشت ، نمی دانند که تو فقط دوستم نداشتیهمین ! :: :: حالم به هم می خورد از کلمه هایعزیزموعشقم؛ من را همانببینصدا کن… :: :: دلم می گیرد وقتی می بینم او هستمن هم هستماماقسمتنیست ! :: :: به سادگی رفـت؛ نــه اینکه دوستم نداشت ! نـــــــــه، فهمید خیییییییلی دوستش دارم ! :: :: نمیدانمفرهادازچه می نالید؟ او که تمام زندگی اششیرینبود !؟ :: :: کاش یکی پیدا میشد که وقتی میدید گلوت ابر داره و چشمات بارون ، به جای اینکه بپرسهچته ؟ چی شده ؟؛ بغلت کنه و بگهگریه کن” … :: :: حالمندیدن دارد وقتی کسی حالتورا میپرسد … :: :: راه میروم و شهر زیر پاهایم تمام میشود ! توهیچ کجا نیستی … :: :: دیگر احتیاط لازم نیست ؛ شکستنی ها شکستدل ما که شکست دیگر تکه هایش نه جفت می شوند، نه خردتر :: :: دوس دارم یه اطلاعیه پشتم بچسبونم و روش بنویسم : “تا اطلاع ثانوی خسته ام” :: :: مخاطب خاصی ندارد نوشته هایم اما تا دلت بخواهد همدرد دارد داغِ تمامِ نوشته هایم … :: :: جای خالی تو داره همه دنیامو میگیره ! :: :: مشق شب : واسه کسى بمیر ، که واست تب کنه ! “هزار بارتا آخر عمر” :: :: این روزها چه قدر دلم هوای آن روزها را کرده … :: :: کاش بودی تا من نیز چیزی برای از دست دادن داشتم … :: :: ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ ﭼﻪ ﺭﺍﺯﻳﺴﺖ ﺑﻴﻦ ﺩﻝ ﺩﺳﺘﻢ ! ﺍﺯ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﻓﺖ ﺑﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻢ ! خدایا قربونه بزرگیت

 

...

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

 


+ نوشته شده در دوشنبه 12 فروردین 1392 ساعت 11:58 ق.ظ توسط nafas .. نظرات |